خرید بک لینک

گفت امروز ببینمت کمی باهات درد دل کنم
کارم تموم شد رفتم پیشش
یه چای برام ریخت
آهی کشید و نشست
گفت از کجا برات بگم
قبل از این که چیزی بگه بغضِش ترکید .
گاهی تعریف کردن ماجرا'>ماجرا از خود ماجرا دردآور تره ...


برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 26 خرداد 1403 ساعت: 11:59

کاش یکی نوشته ای از تو به من برساند یا یکی برایم شعری ترانه ای آوازی از تو بخواندکاش یکی به من بگوید کجایی چه میکنیدر چه حالی یا بگوید چقدر از حال من خبر داریمگر می شودبه آنی دل از کسی کند مگر می شود به دل گفت دل ببند یا که دل نبند من حتم دارم این آخر ماجرا نیستدر خیال و خاطر من نام یکیست قرار نیست تو را دیگر نبینم دستت را نگیرم تو را فقط به خواب ببینمخدایی این آخر بی رحمیستخودت یک جا دلت جای دیگریست ...

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 26 خرداد 1403 ساعت: 11:59

دیشب
خواب تو را دیدم
چقدر قشنگ می خندی
تمام خواب به خنده ات خندیدم
پدر میگفت پسر بازی گوش شده ای
سری تکان دادم
غضب کرد و من باز
به یاد خواب دیشبم
خندیدم ...

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: شنبه 26 خرداد 1403 ساعت: 11:59

صفحه بندی